جمعه, ۱۴ آذر , ۱۳۹۹ ساعت ×

قمار خوش‌بینانه ترامپ

شناسه : 569 ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۸:۳۴ 289 بازدید ارسال توسط :

در این مطلب، با توجه به اهمیت موضوع به مرور مقاله ریچارد نفیو، محقق ارشد مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیای آمریکا و مشهور به معمار طراحی تحریم می پردازیم، نفیو در این مقاله از قطعیت اثر تحریم ها روی قیمت های نفت و عدم قطعیت و خوشبینانه بودن انتظار ترامپ برای به پای مذاکره نشاندن ایران و گرفتن امتیازات بیشتر نوشته است، نفیو این رویکرد ترامپ را «قمار خوشبینانه» نامیده است.

قمار خوش‌بینانه ترامپ
پ
پ

از  ۱۳ مرداد؛ ۹۰ روز بعد از خروج آمریکا از برجام که نخستین موج تحریم های آمریکا  شامل هدف قراردادن بخش خودرو، تجارت طلا و فلزات کلیدی آغاز شده  است و تا آغاز  تحریم های باقی مانده در ماه نوامبر (آبان) تنها کمتر از ده روز باقی مانده است، تحریم هایی که بخش انرژی و مبادلات نفتی و همچنین تراکنش های بانک مرکزی ایران را هدف گرفته اند و بنا بر ادعای  «بریان هوک»، رئیس بخش سیاست گذاری وزارت خارجه آمریکا، این رویکرد جدید برای اعمال حداکثر فشار علیه ایران با هدف تغییر نظام در ایران نیست بلکه به دنبال تغییر رفتار ایران اعمال خواهند شد، تغییر رفتاری که این احتمال که فشار اقتصادی دور جدید تحریم ها بتواند منجر به مذاکره ایران با امریکا و دادن امتیازات بیشتری نسبت به دوره ۲۰۱۵-۲۰۱۳ شود، نهایت خواسته ترامپ خواهد بود، بر همین اساس و با توجه به اهمیت موضوع به مرور مقاله ریچارد نفیو ، محقق ارشد مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیای آمریکا و مشهور به معمار طراحی تحریم می پردازیم، نفیو در این مقاله از قطعیت  اثر تحریم ها روی قیمت های نفت و عدم قطعیت و خوشبینانه بودن انتظار ترامپ برای به پای مذاکره نشاندن ایران و گرفتن امتیازات بیشتر نوشته است، نفیو این رویکرد ترامپ را «قمار خوشبینانه» نامیده است.

رویکرد نظری:

در نمودار ۱ ،به نکاتی مهم از وضعیت درآمدهای نفتی ایران اشاره شده است. در تاریخ ۸ مه ۲۰۱۸،ایران حدود ۲٫۴ میلیون بشکه در روز با قیمتی حدود ۵۷ دلار صادرات نفت داشته است. بنابراین، می توان درآمد نفتی ایران را در آن روز ۱۸۰ میلیون دلار برآورد کرد که در نمودار ۱ با خط قرمز نشان داده شده است.

نمودار ۱ -درآمدهای نفتی ایران بر حسب قیمتها و حجم صادرات مختلف

با فرض حفظ سطح ۲٫۴ میلیون بشکه در روز صادرات، با یک محاسبه ساده ریاضی مشخص میشود که چنانچه نفت به قیمت ۱۳۰ دلار به ازای هر بشکه در روز معامله شود، ایران بیش از ۳۱۰ میلیون دلار درآمد کسب خواهد کرد. اگر نفت به قیمت ۵۰ دلار معامله شود، درآمد نفتی ایران به ۱۲۰ میلیون دلار می رسد.
مسئله ساده قبلی در حالتی که صادرات نفت ایران کاهش یابد و پتانسیل رشد قیمت نفت آشکار شود، پیچیده تر خواهد شد. به طور طبیعی، در شرایط ثبات بهای نفت، افت صادرات نفت، به منزله تنزل تولید واقعی اقتصادی برای دولت ایران خواهد بود. اگر میزان صادرات نفت ایران از ۲٫۴ میلیون بشکه در روز به حدود ۱٫۵ میلیون بشکه در روز برسد، ایران کاهش حدود۶۷ میلیون دلاری را در جریان درآمدی خود تجربه خواهد کرد که این رقم برای کشوری با انبوهی از مشکلات اقتصادی ونقدینگی آسیب دیده، قابل ملاحظه است.
اما، اگر قیمت نفت بالابرود، اثر درآمدی تحریم ها کاهش مییابد. همانطور که در نمودارشماره ۱ مشاهده میشود، در قیمت ۱۳۰دلار به ازای هر بشکه، ایران تنها نیاز به صادرات ۱٫۳۸ میلیون بشکه در روز دارد تا به متوسط درآمد روزانه نفت با قیمت ۷۵ دلاردر هر بشکه برسد. در قیمت ۱۰۰ دلار هم چنانچه صادرات ایران ۱٫۸ میلیون بشکه در روز باشد، همان درآمد را کسب خواهد کرد.

جدول ۱- برآورد درآمد سالانه حاصل از صادرات نفت ایران (میلیارد دلار)

حتی اگر دولت ترامپ بتواند یک میلیون بشکه در روز صادرات نفت ایران را کاهش دهد، در قیمتهای بالاتر نفت، ممکن است ایران توانایی بالایی برای جبران این کاهش فروش داشته باشد.

رویکرد عملی:

هزاران دلیل برای چرایی اینکه یک انتزاع ساده ریاضی قادر به ثبت چرخه های متنوع فعل و انفعالات درآمد و فروش نفت ایران نیست، وجود دارد. شایان توجه است که حذف ایران از بازار نفت، منجر به افزایش قیمت می شود. نگرانی مشابهی که در دولت اوباما طی سالهای ۲۰۱۱تا ۲۰۱۳ نیز وجود داشت که در نهایت بی اساس ارزیابی شد. تقاضای دولت قبلی آمریکا با توجه به ظهور نفت شیل، به کاهش ۲۰  درصدی خرید نفت ایران در هر ۱۸۰ روز ، تعدیل شده بود. اما همچنان نشانه هایی مبنی بر امکان دخالت عوامل غیر منتظره هم وجود دارد.
قیمتها تحت تاثیر متوسط میزان عرضه و بویژه انتظارات از میزان تامین مشخص میشوند. بر حسب میزان عدم عرضه نفت ایران، افزایش قیمتی در بازار نفت و کند شدن افزایش عرضه اتفاق افتاده و در نتیجه نسبت به اینکه ایران تحت تاثیرفشارهای تحریم قرار گرفته است، اطمینان حاصل خواهد شد. در عین حال ممکن است عرضه اضافه تری توسط سایر تولیدکنندگان نفت صورت گیرد که به نظر میرسد تا تاریخ ۴ نوامبر، یافتن منابع جایگزین دیگری برای افزودن ۲٫۴ میلیون بشکه در روز نفت، غیر محتمل باشد. وفق موارد پیشگفته شده، اگر امریکا قادر باشد تا از صادرات نفت ایران جلوگیری کند و رقم صادرات را به صفر برساند، در این شرایط افزایش قیمت نفت، هیچ اهمیت و منفعتی برای ایران نخواهد داشت. البته،قیمت بالاتر نفت، کل اقتصاد جهان حتی اقتصاد امریکا را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
بعلاوه، درآمد نفت معیار خوبی برای ارزیابی تاثیر فشار تحریم ها بر ایران نیست. یکی از ابعاد تحریم ها علیه ایران این است که دسترسی آزاد ایران به درآمدهایش در بانکهای خارجی را ممنوع کند. در عوض، طبق قانون ایاالت متحده امریکا،بانک ها موظف اند دسترسی به وجوه ایران را صرفاً در تجارت دو جانبه یا خرید کالاهای بشردوستانه میسر نمایند. در این میان چنانچه هر بانکی که از این مقررات سرپیچی کند، اجازه افتتاح یا دارا بودن حساب بانکی مشابه با نهادهای مالی امریکایی را نداشته و مشمول ممنوعیت انجام هرگونه فعالیت تجاری در امریکا خواهد شد. در چنین شرایطی حتی افزایش قیمت های نفت هم نمی تواند حامی اقتصاد ایران باشد و عملاً مسدود شدن درآمدهای نفتی ایران در بانکهای خارجی، ازاثر معنادار درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران خواهد کاست. البته نتیجه مذکور بستگی به سطح همکاری بانکها با امریکا در رابطه با اعمال تحریم ها خواهد داشت. بسیاری از بانکهای اروپایی و آسیایی در برابر تحریم های امریکا، مقاومت خواهند کرد. ممکن است برخی بانکها ریسک را بپذیرند و همچنان به همکاری با ایران ادامه دهند. از جمله بانک کنلون چین که در سال ۲۰۱۳ از سوی آمریکا تحریم شد، اما به روابط خود با ایران ادامه داد و سود مناسبی را کسب کرد. اگر بانک های مشابه نیز تصمیم بگیرند چنین مسیری را دنبال کنند، نمی توان آنها را متوقف کرد.
یکی دیگر از عوامل مهم اثرگذار، میزان تاثیر این فشارها بر رفتار ایران است. از سال ۲۰۱۳-۲۰۱۱ ،امریکا دسترسی ایران به ۵۰ میلیارد دلار درآمد نفت را ممنوع کرد و ایران نتوانست به میلیاردها دلار از درآمدهایش در بانکهای سراسر جهان دست یابد. نتیجه این اقدام، منجر به مذاکره و اجرای طرح برنامه جامع اقدام مشترک JCPOA شد که احتمال نیل به چنین توافقی در نتیجه اعمال تحریم های جدید، بعید است. در ایران، جلوه برقراری دیپلماسی با امریکا از بین رفته و احتمال استفاده از ابزارهای نظامی و بستن خلیج فارس مطرح است. حتی در صورت عملی نشدن این سناریو، این احتمال که فشار اقتصادی دور جدید تحریم ها بتواند منجر به مذاکره ایران با امریکا و دادن امتیازات بیشتری نسبت به دوره ۲۰۱۵-۲۰۱۳ شود، یک «قمار خوشبینانه» است. بنابراین، عوامل متعددی از منظر عملی (احتمال همکاری شرکای امریکا در زمینه تحریمها) و از حیث مذهبی (احتمال آمادگی ایران برای مذاکره با شیطان بزرگ)وجود دارند که این امید را تضعیف میکنند. همچنین، مهمتر اینکه این عوامل می توانند با هم تعامل داشته باشند و یکدیگر را تحت تاثیر قرار دهند که در ابتدا قابل پیشبینی نیست. تنها عاملی که می توان نسبت به آن اطمینان داشت، اثر تحریم ها روی قیمت های نفت است. با توجه به ریسکهای محتمل بر انتخاب این گزینه، انتظار می رود دولت امریکا دارای برنامه بهتری نسبت به اذیت کردن اوپک باشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.